أبو علي سينا ( مترجم : ملا فتح الله بن فخر الدين شيرازى )
169
كليات قانون ابن سينا ( فارسى )
اين رسوب به نضج ماده در جميع بدن از قبيل نسبت دلالت مده به بيضا بود كه متشابهت القوام بود بر نضج مادهء متورم ليكن آنچه مده بود كثيف بود و اين رسوب لطيف باشد و رسوب و ثفل دلائل آن جيد بود اگرچه صبغ در آن نبود از جهت آنكه رسوب مستوى اگرچه در غايت بياض نبود بلكه به حمرت مائل بود بهتر باشد از ابيض خشن و اكثر رسوب بلون بول بود و بهترين قسمى از اقسام لون كه مخالف ابيض بود در رسوب طبيعى احمر باشد بعد از ان زرنيخى و ابتداء شرار عدسى باشد و بايد كه اعتماد بر اقوال ديگران نكنند كه ايشان مىگويند كه گاه بود كه بياض نه بسبب نضج بود و استوا نبود الا بسبب نضج و بعضى از لون بياض سبب آن مخالطت ريح بود مخالطت شديدى نه از جهت نضج و اما رسوب ردى مذموم تشتت و افتراق آن بهتر بود از استوا و اجتماع آن و علامت رسوب ردى تفته خواهد شد و اما رسوب جيدى كه سخن در ان بود گاه بود كه مشابه مده بود و نيز مشابه بود خام رقيق را و ليكن مده مخالف رسوب محمود بود با آنكه او را نتنى بود و خام مخالف محمود بود با آنكه اجزاى آن متصل بود و رسوب محمود مخالف هر دو بود بلطافت و بخفت و اين اقسام رسوب در امراض يافته مىشود و در اوقات صحت كم يافت مىشود از جهت آنكه اصحا را چندان ماده نبود كه احتياج بود در ان كه برسوب مندفع گردد و مريض خالى از احتياج رديه نبود كه آن در عروق ايشان مجتمع شده باشد و اگر آن مواد نضج نيابد دلالت كند بر شر و فسادى كه در بدن بود و اما صحيح را دائما اين حالت نبود كه در ابدان ايشان و عروق ايشان خلطى مجتمع شود كه آن را احتياج بود بنضج و انفصال بلكه اگر مثل اين خبرى در ايشان يافت شود آن را حمل بر بقيه غذا بايد كرد كه در بدن هضم ناشده مانده بود بعد از ان طبيعت آن را جدا كند از براى دفع و آن را نضج داده داخل بول كند و بطريق رسوب بته نشيند غير نضج و اما كسانى كه لاغر باشند در ايشان ثقلى بطريق رسوب در بول دفع مىشود در وقت صحت و خاصة كسانى كه ايشان را رياضتى باشد و اصحاب صناعات متعبه باشند و اما رسوب در ابوال مردم فربه كه لوندى كنند و ايشان را در حركات و رياضات مزاولت باشد بسيار بود و همچنين رسوب در بولهاى مردم لاغر كم باشد به نسبت با مرضاى سمان از جهت آنكه اين قسم مردم را بسيار بود كه مرض ايشان منقضى گردد بىآنكه در بولهاى ايشان رسوبى ظاهر گردد و بسيار بود كه رسوب ايشان چندان نبود كه بطريق رسوب مستثقل گردد بلكه اگر چيزى از رسوب ظاهر شود بطريق غمام بود كه بر سر بول بايستد يا در ميان بول متعلق شود و همچنين نبود كه هر بولى كه آن را رسوب بود در اول اراقت آن بول آن رسوب طاخ مىشود بلكه گاه بود بلكه اكثر اوقات بايد كه صبر كنند تا آنكه رسوب بول بته نشيند اندكاندك رسوب غير طبيعى بر چند قسم بود يكى آنكه خراطى بود به شكل خراط تراشيده ديگر نخالى ديگر كرستى ديگر و شبشى ديگر شبيه بود بزرنيخ احمر از قسم خراطى احمر و بعضى مشع بود زردى آن و بعضى لحمى بود و بعضى دسمى و بعضى مدى بود و بعضى مخاطى بود و بعضى شبيه بود بقطعه خميرى كه در آب خيسانيده باشند و بعضى از ان دموى بود و آن را علقى گويند و بعضى از ان شعرى بود و بعضى رجلى بود و خصوى و بعضى رمادى بود و اما خراطى رسوبى بود و قشورى و بعضى از ان صفائجى بود و كبير اجزاء و سفيد لون و سرخ لون كه دلالت آن بر اكثر اوقات بر اعضاء قربت الانفصال منه البول بود مثل گرده و مثانه كه اگر احمر بود دليل باشد بر انفصال از گرده و اگر سفيد بود دليل بود كه از مثانه منفصل شده باشد بسبب قروح و در ان يا جربى يا تاكلى و اما رسوب احمر لحمى كه دلالت مىكند بر آفتى كه در گرده بود و گاه بود كه از صفائجى بعضى رسوب كمد اللون بود و تيره يا شبيه بود بفلوس سمك و اين قسم ردى باشد در غايت رداءت زياده از ديگر اقسام رسوبى كه ذكر كرده شود و گاه بود كه رسوب دلالت كند بر ابخرا و صفايح اعضاى اصلى اما دو جنس ديگر كه ادكنى و مدى بود بسيار بود كه ازيشان مضرتى نبود بلكه بسيار بود كه موجب تنقيه مثانه شود و نقل كردهاند اهل تجربه كه شخصى را ذراريح دادند و ازو ادرار شد مثل پوست تخممرغ و چون آن را در آب انداختند حل مىشد در آب و از ان لونى كه بسرخى مائل بود پديد مىشد تا آنكه بسيارى ازين قسم رسوب ازو دفع شد بعد از ان به شد از ان سم و زيست و بعضى از خراطى بود كه مرض آن كمتر باشد از آنچه مذكور شد و قوام آن غليظتر بود اگر آن قسم احمر بود آن را كرسنى گويند و اگر بلونى ديگر بود آن را كرسنى نگويند بلكه تحالى گويند و اما اگر كرسنى احمر بود بيشتر اجزاى آن از كبد منفصل شده باشد و محترق شده باشد و گاه بود كه خونى محترق باشد و آن از گرده بود و گاهى از كبد بود و اما آنچه از كليه لحميه در ان زياده بود و آن دو قسم ديگر كبدى و آنچه لحمى نبود قبول بعثت مىكند و اگرچه شديد الضربه بود و شبيه مائل بزردى بود